المحقق السبزواري

460

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

باطل ، حضرت جهت تنبيه و نهى منكر در خجل ساختن و الزام او مضايقه نفرمود . و اين سفيان ثورى از اكابر مشاهير صوفيه است و آن طايفه را به او اعتقاد عظيم است و شيخ عطّار « 1 » در كتاب تذكرة الاولياء « 2 » مناقب و مفاخر و كرامات و خوارق عادات بسيار از جهت او ذكر نموده . و در كتاب كافى از عبد اللّه بن سنان نقل نموده كه گفت : « از حضرت ابى عبد اللّه - يعنى ، جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود كه ، در اثناى آنكه من در طواف بودم ديدم كه ناگاه مردى جامهء مرا مىكشيد . ديدم عباد بن كثير بصرى است . پس ، گفت : يا جعفر ! چنين جامه‌ها مىپوشى و تو در اين مكانى با نسبتى كه به على عليه السّلام دارى ؟ گفتم : جامه‌اى است كه به يك دينار خريده‌ام و على عليه السّلام در زمانى بود كه مستقيم بود از جهت او هرچه مىپوشيد در آن زمان و اگر من بپوشم در اين زمان مثل آن لباس ، هرآيينه مردم خواهند گفت اين مرائى است ، مثل عباد بصرى . » و هم در كتاب مذكور روايت نمود از ابن قداح كه گفت : حضرت صادق عليه السّلام بر پدرم تكيه كرده بود ، و بر آن حضرت جامه‌هاى نيكو بود ، كه ملاقات كرد عباد و گفت : « يا ابا عبد اللّه ! تو از اهل‌بيت نبوّتى و بود پدرت چنان و بود چنان . پس ، چيست اين جامه‌هاى مزيّن بر شما ؟ كاش جامهء فروتر از اين بپوشيد . » حضرت فرمود : « واى بر تو يا عباد ! مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ « 3 » . به درستى كه هرگاه خداى عز و جلّ نعمتى به بنده دهد ، دوست مىدارد كه آن نعمت را بر او ببيند . به اين جامه‌ها باكى نيست . واى بر تو اى عباد ! پاره‌يىام از رسول اللّه . مرا آزار مده . » و اين عباد دو جامهء قطوانى كه از جامه‌هاى گندهء

--> ( 1 ) . فريد الدّين ابو حامد محمّد بن ابى بكر عطّار كدكنى نيشابورى ، به قولى متولّد 537 و مقتول به سال 627 ق . به دست مغولان ، از شاعران بزرگ متصوّفه و از مردان نام‌آور تاريخ ادبيات ايران است . وى بعد از رها كردن شغل عطّارى به حلقهء درويشان شيخ الشيوخ عارف ركن الدين اكاف پيوست و خرقهء تبرّك از دست شيخ مجدّ الدين بغدادى گرفت . عطّار مردى پركار بود و آثار بسيارى به او نسبت داده شده است و تعداد آنها را به صد و چهارده جلد رسانده‌اند . اسرارنامه ، الهىنامه ، مصيبت‌نامه ، منطق الطير و تذكرة الاولياء از آن جمله هستند . براى اطلاع بيشتر از احوال او ، ر ك : صفا ، ذبيح الله ، تاريخ ادبيات در ايران ، ج 2 ، صص 858 تا 871 . ( 2 ) . كتابى در ذكر مقامات صوفيه ، به زبان پارسى ، كه در آن سرگذشت نود و شش تن از اوليا و مشايخ صوفيه با ذكر مقامات و مناقب و مكارم اخلاق و نصايح و مواعظ و سخنان حكمت‌آميز آنان آمده است . نك : همان ، صص 1022 و 1023 . ( 3 ) . اعراف : 32 .